افضل کیست
ما تنها به چند روایت که در سایت ولی عصر آمده اشاره می نماییم
اگر شما دنبال افضل ميگرديد، چطور اكل از قفا ميکنيد و يک آيهاي را ميخواهيد با چند کيلو چسب بچسبانيد و أفضليت آقاي ابوبکر را اثبات بکنيد؟ با اينکه شما روايات متعددي را در معتبرترين کتابهايتان نقل کردهايد که أفضل أمت، علي بن أبي طالب (عليه السلام) است. اگر به دنبال أفضل هستيد، فرضا اگر اين آيه هم دلالت بر أفضليت ابوبکر بکند، معارض است با روايات متعددي که شما با سندهاي صحيح نقل کردها
جواب اول:
اگر شما دنبال افضل ميگرديد، چطور اكل از قفا ميکنيد و يک آيهاي را ميخواهيد با چند کيلو چسب بچسبانيد و أفضليت آقاي ابوبکر را اثبات بکنيد؟ با اينکه شما روايات متعددي را در معتبرترين کتابهايتان نقل کردهايد که أفضل أمت، علي بن أبي طالب (عليه السلام) است. اگر به دنبال أفضل هستيد، فرضا اگر اين آيه هم دلالت بر أفضليت ابوبکر بکند، معارض است با روايات متعددي که شما با سندهاي صحيح نقل کردهايد بر افضليت علي بن أبي طالب (عليه السلام) بر همه أمت.
حديث اول:
احمد بن حنبل ـ امام حنابله که به عنوان يک محدّث توانمند، مورد تأئيد همه اهل سنت است ـ ميگويد:
ما لأحد من الصحابة من الفضائل بالأسانيد الصحاح مثل ما لعلي رضي الله عنه.
آن فضائلي که با سندهاي صحيح براي علي است، براي هيچيک از صحابه همچنين فضائلي نيست.
مناقب احمد، ص162
اگر شما دنبال افضليت ميگرديد، چطور اين گفته احمد بن حنبل را به عنوان أفضليت نميگيريد؟ اما ميخواهيد با آن آيات، چند روايت جعلي و ضعيف را بياوريد و افضليت ابوبکر را ثابت کنيد. البته تکليف آن روايات را هم روشن ميکنيم که همهشان ضعيف است و ارزش استناد هم ندارد. فرضا اگر ارزش استناد داشته باشد، معارض با اينهاست. آقاي ابن عبد البر ـ از استوانههاي علمي اهل سنت ـ ميگويد:
لم يرو في فضائل أحد من الصحابة بالأسانيد الحسان ما روى في فضائل علي بن أبي طالب.
رواياتي که با بهترين سند، در فضيلت علي بن أبي طالب آمده است، در فضيلت أحدي از صحابه نيامده است.
الإستيعاب لإبن عبد البر، ج3، ص1115 ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر عسقلاني، ج7، ص298 ـ الإصابة لإبن حجر العسقلاني، ج4، ص464
حديث دوم:
عزيزان، اين روايات را يادگاري از ما داشته باشند. آقايان اهل سنت ما را متهم به غلوّ درباره حضرت علي (عليه السلام) ميکنند. روايت را ببينيد و بعد برويد هزار روايتي که ما در فضائل حضرت علي (عليه السلام) ميآوريم، به پاي اين روايت ميرسد يا خير؟ شما، يک هفته درباره فضيلت حضرت علي (عليه السلام)، روايت نقل کنيد و بعد يک نفر هم اين روايت را نقل کند.
نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:
و الذي نفسي بيده! لولا أن يقول فيك طوائف من أمتي ما قالت النصارى في عيسى بن مريم، لقلت فيك اليوم مقالا لا تمرّ بأحد من المسلمين إلا أخذ التراب من أثر قدميك يطلبون به البركة.
قسم به خدايي که جان من در قبضه قدرت اوست! اگر اين دلهره را نداشتم که مردم درباره تو غلوّ کنند، همانگونه که درباره عيسي غلوّ کردند، درباره تو سخني را ميگفتم که از کنار هيچ مسلماني عبور نميکردي، مگر اينکه خاک زير پاي تو را برميداشتند و با آن، تبرک ميجستند.
المعجم الکبير للطبراني، ج1، ص320، حديث951 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص131 ـ علل الحديث لإبن أبي حاتِم، ج1، ص313 - المناقب للخوارزمي، ص311
چقدر روايت زيبايي؟ شما اگر 500 روايت درباره فضائل و علم و زهد و مقام حضرت علي (عليه السلام) را در يک کفه ترازو بگذاريد و اين روايت را در کفه ديگر آن، اين روايت سنگيني ميکند. در خانه اگر کس است، يک حرف بس است. اگر شما دنبال فضيلت ميگرديد، چرا سوراخ دعا را گم کردهايد؟ شما، هزاران روايتي که در فضيلت آقايان ابوبکر و عمر و عثمان و ديگر صحابه آوردهايد را در يک کفه ترازو بگذاريد و اين روايت را در کفه ديگر. آيا بالاتر از اين أفضليت؟
حديث سوم:
در کتاب صحيح مسلم نقل ميکنند در رابطه با قضيه جنگ خيبر که داستان مفصلي دارد:
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) پرچم را به دست ابوبکر داد و رفت و شکست خورده برگشت. به دست عمر داد و رفت و شکست خورده برگشت. بطوريکه بين سپاه و ابوبکر و عمر، اختلاف بود که لشکر، ابوبکر و عمر را ميترساند يا ابوبکر و عمر، لشکر را که نتوانستند حمله کنند. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:
لأعطين الراية رجلا يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله.
فردا، پرچم را به دست کسي ميدهم که او خدا و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را دوست دارد و خدا و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم او را دوست دارند.
صحيح مسلم، ج5، ص195 و ج7، ص120
اگر به دنبال أفضليت ميگرديد، کدام أفضليت بالاتر از اينکه خدا و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) او را دوست دارند؟ آيا به دنبال فضلي بهتر از اين هستيد؟ حتي در روايات متعدد آوردهاند که خود خليفه دوم ميگفت:
اي کاش! يکي از فضائلي را که خداوند به علي داده، به من هم ميداد و اين، بهتر بود از تمام ثروت روي زمين.
از جمله اينها، قضيه پرچم است که ميگويد در آن روز، همه صحابه، گردنها را دراز کرده بودند که شايد اين فضيلت، نصيب آنها شود و فرداي آن روز هم پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) پرچم را به دست امير المومنين (عليه السلام) داد و رفت و فتح و پيروزي را نصيب مسلمانان کرد.
پس جواب اول از اين استدلال اين است که اين فضيلتي که شما براي آقاي ابوبکر براي تصدّي خلافت ميسازيد و از آيه بالا استفاده ميکنيد و از أتقي بودن، أفضل بودن و أکرم بودن او را ثابت ميکنيد، معارض است با رواياتي که خودتان نقل کردهايد در فضائل امير المومنين (عليه السلام).
در قرآن به آيه بيعت رضوان اشاره دارد، ولي در اين آيه ميگويد:
إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ (سوره فتح/آيه10)
رضايت ما مشروط بر اين است که بعدا بيعت شکني نکنند.
ولي در آنجا قاطعانه ميگويد: يحبه الله و رسوله.
محبت، غير از رضايت است. شايد يک نفر از بچههايش رضايت داشته باشد، ولي محبتش به يکي از فرزندانش بيشتر است. محبت، خيلي بالاتر از رضايت است. شايد رضايت، پله اول از ده پله محبت باشد.يد بر افضليت علي بن أبي طالب (عليه السلام) بر همه أمت.
حديث اول:
احمد بن حنبل ـ امام حنابله که به عنوان يک محدّث توانمند، مورد تأئيد همه اهل سنت است ـ ميگويد:
ما لأحد من الصحابة من الفضائل بالأسانيد الصحاح مثل ما لعلي رضي الله عنه.
آن فضائلي که با سندهاي صحيح براي علي است، براي هيچيک از صحابه همچنين فضائلي نيست.
مناقب احمد، ص162
اگر شما دنبال افضليت ميگرديد، چطور اين گفته احمد بن حنبل را به عنوان أفضليت نميگيريد؟ اما ميخواهيد با آن آيات، چند روايت جعلي و ضعيف را بياوريد و افضليت ابوبکر را ثابت کنيد. البته تکليف آن روايات را هم روشن ميکنيم که همهشان ضعيف است و ارزش استناد هم ندارد. فرضا اگر ارزش استناد داشته باشد، معارض با اينهاست. آقاي ابن عبد البر ـ از استوانههاي علمي اهل سنت ـ ميگويد:
لم يرو في فضائل أحد من الصحابة بالأسانيد الحسان ما روى في فضائل علي بن أبي طالب.
رواياتي که با بهترين سند، در فضيلت علي بن أبي طالب آمده است، در فضيلت أحدي از صحابه نيامده است.
الإستيعاب لإبن عبد البر، ج3، ص1115 ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر عسقلاني، ج7، ص298 ـ الإصابة لإبن حجر العسقلاني، ج4، ص464
حديث دوم:
عزيزان، اين روايات را يادگاري از ما داشته باشند. آقايان اهل سنت ما را متهم به غلوّ درباره حضرت علي (عليه السلام) ميکنند. روايت را ببينيد و بعد برويد هزار روايتي که ما در فضائل حضرت علي (عليه السلام) ميآوريم، به پاي اين روايت ميرسد يا خير؟ شما، يک هفته درباره فضيلت حضرت علي (عليه السلام)، روايت نقل کنيد و بعد يک نفر هم اين روايت را نقل کند.
نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:
و الذي نفسي بيده! لولا أن يقول فيك طوائف من أمتي ما قالت النصارى في عيسى بن مريم، لقلت فيك اليوم مقالا لا تمرّ بأحد من المسلمين إلا أخذ التراب من أثر قدميك يطلبون به البركة.
قسم به خدايي که جان من در قبضه قدرت اوست! اگر اين دلهره را نداشتم که مردم درباره تو غلوّ کنند، همانگونه که درباره عيسي غلوّ کردند، درباره تو سخني را ميگفتم که از کنار هيچ مسلماني عبور نميکردي، مگر اينکه خاک زير پاي تو را برميداشتند و با آن، تبرک ميجستند.
المعجم الکبير للطبراني، ج1، ص320، حديث951 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص131 ـ علل الحديث لإبن أبي حاتِم، ج1، ص313 - المناقب للخوارزمي، ص311
چقدر روايت زيبايي؟ شما اگر 500 روايت درباره فضائل و علم و زهد و مقام حضرت علي (عليه السلام) را در يک کفه ترازو بگذاريد و اين روايت را در کفه ديگر آن، اين روايت سنگيني ميکند. در خانه اگر کس است، يک حرف بس است. اگر شما دنبال فضيلت ميگرديد، چرا سوراخ دعا را گم کردهايد؟ شما، هزاران روايتي که در فضيلت آقايان ابوبکر و عمر و عثمان و ديگر صحابه آوردهايد را در يک کفه ترازو بگذاريد و اين روايت را در کفه ديگر. آيا بالاتر از اين أفضليت؟
حديث سوم:
در کتاب صحيح مسلم نقل ميکنند در رابطه با قضيه جنگ خيبر که داستان مفصلي دارد:
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) پرچم را به دست ابوبکر داد و رفت و شکست خورده برگشت. به دست عمر داد و رفت و شکست خورده برگشت. بطوريکه بين سپاه و ابوبکر و عمر، اختلاف بود که لشکر، ابوبکر و عمر را ميترساند يا ابوبکر و عمر، لشکر را که نتوانستند حمله کنند. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:
لأعطين الراية رجلا يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله.
فردا، پرچم را به دست کسي ميدهم که او خدا و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را دوست دارد و خدا و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم او را دوست دارند.
صحيح مسلم، ج5، ص195 و ج7، ص120
اگر به دنبال أفضليت ميگرديد، کدام أفضليت بالاتر از اينکه خدا و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) او را دوست دارند؟ آيا به دنبال فضلي بهتر از اين هستيد؟ حتي در روايات متعدد آوردهاند که خود خليفه دوم ميگفت:
اي کاش! يکي از فضائلي را که خداوند به علي داده، به من هم ميداد و اين، بهتر بود از تمام ثروت روي زمين.
از جمله اينها، قضيه پرچم است که ميگويد در آن روز، همه صحابه، گردنها را دراز کرده بودند که شايد اين فضيلت، نصيب آنها شود و فرداي آن روز هم پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) پرچم را به دست امير المومنين (عليه السلام) داد و رفت و فتح و پيروزي را نصيب مسلمانان کرد.
پس جواب اول از اين استدلال اين است که اين فضيلتي که شما براي آقاي ابوبکر براي تصدّي خلافت ميسازيد و از آيه بالا استفاده ميکنيد و از أتقي بودن، أفضل بودن و أکرم بودن او را ثابت ميکنيد، معارض است با رواياتي که خودتان نقل کردهايد در فضائل امير المومنين (عليه السلام).
در قرآن به آيه بيعت رضوان اشاره دارد، ولي در اين آيه ميگويد:
إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ (سوره فتح/آيه10)
رضايت ما مشروط بر اين است که بعدا بيعت شکني نکنند.
ولي در آنجا قاطعانه ميگويد: يحبه الله و رسوله.
محبت، غير از رضايت است. شايد يک نفر از بچههايش رضايت داشته باشد، ولي محبتش به يکي از فرزندانش بيشتر است. محبت، خيلي بالاتر از رضايت است. شايد رضايت، پله اول از ده پله محبت باشد.
ک